تبليغاتX
AroosakLife
 

 
 
تست پست ِ رمزدار در بلاگفا

 به تازگی خبر دار شدم که بلاگفا این امکان رو اضافه کرده که با استفاده از اون میشه مطلبی رو در وبلاگ نوشت و واسش رمز گذاشت و تنها کسایی که رمز رو وارد میکنن میتونن مطلب رو بخونن ... خب حالا میخوام این قابلیت رو تست کنم . با کلیک بر روی ادامه مطلب و وارد کردن ِ رمز میشه پست ِ مورد نظر رو خوند . برای تست رمز 123 رو میدم .


ادامه مطلب
 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 20:1

دسته بندي:


بازگشت به نقطه صفر ِ مثبت

قسمت ، تقدیر، بنده ، من ، تو ، خدا ، ما ، عشق ، دوس داشتن  ، صبر ، توکل  .... امسال قشنگ ترین ، با خداترین ، بهترین ، سخت ترین ، شیرین ترین ، باصفا ترین ، با محبت ترین ، غم انگیزترین ، پرگریه ترین ،   ماه رمضون رو داشتم. روزهای زیادی گذشتن و من حس میکردم با همه ی سختی هام و دردهام خوشبختم . امسال قسمت این بود که تمام ِ ماه رمضون رو تهران باشم ، خونه ی داداشم. تولد نی نیه داداش باعث شد من اونجا حضور داشته باشم و روزه هام رو خونه ی داداشم بگیرم .

روزها میگذشتن و من دلگیر و ناراحت تر از همیشه بودم به خاطر موضوعی .... ! نمیدونم شاید اگر این روزها رو در سفر نمیگذروندم بهم سخت و سخت تر میگذشت .... دلم نمیخواد چیز بیشتری بگم فقط میتونم بگم پیوندم با خدا بیش از بیش محکم تر شده و مشترکه مورد نظر یعنی خدا دیگه ارتباطم  باهاش تا همیشه مقدوره .... به قسمت و تقدیر کلی اعتقاد دارم . معتقدم که خدا هر چی رو که بخواد به آدمی میده اونم بی حساب ! میدونم که هر چیو هم که صلاح ندونه به آدم نمیده.... من توی دادن های خدا یاد گرفتم که شکرش کنم و توی ندادن اش هم یاد گرفتم که بازم شکرش کنم . توی یه موضوعی توی زندگیم تنها امید و توکلم رو به خدا قرار دادم و همه ی نگاه هام شده تنها به سوی او . این موضوع باعث شد که کلا مثبت اندیش هم بشم توی زندگیم ... الان بازگشتم به یه نقطه ی صفر ، یه صفر ِ مثبت ...!!!

 

پ . ن: دلم برات تنگ شده جوجه فوکولیم . بیا با هم به خدا توکل کنیم . باشه؟

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 19:53

دسته بندي: شخصی


عمه شدم

یکم شهریور 1388برابر با دوم رمضان نی نی داداشم بدنیا اومدم و با بدنیا اومدنش من عمه شدم .

اینجا بیمارستان بستری بود.چه روزهای سخت و تلخی.الان خداروشکر حالش خوب شده

لباتو واسه عمه غنچه کن نرگس جون  :-*

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در شنبه 14 شهریور1388 ساعت 23:8

دسته بندي: شخصی


ببار نبار

 

 امروز هم خاک ریز ریز بر روی سر و صورتمان باریدن گرفت. مثل ِ روزهای دیگه . مثل ِ هشت سال ِ گذشته . آره هشت سال ِ که داره خاک ریزه ریزه می باره ! ببار ای خاک ببینیم کی کم می یاره ، من یکی که عمرا کم نمی یارم ، مطمئنم دیگر هم استانیهام هم کم نمی یارن !!! و همچنان توی تو  ای خاک دست و پا می زنیم و نفس می کشیم ... فک کن ؟ همه زندگیت پر شه از خاک !چه حالی بهتون دست میده ؟ فک کن؟ دهنت مدام مزه ی خاک بده .... !  اما  با این حال من یکی که به جنوبی بودنم ، به خوزستانی بودنم افتخار می کنم حتی با خاک و گرد و غبار هاش ...!!!

 

پ . ن : گذشته از خاک و گرد و غبار و بادهای شدید ، گرمای خوزستان و اصن گرمای جنوب رو عشق است ! . مارون و کارون و خیرآباد و کرخه و خلیج ِ همیشه فارس رو هم عشق است .

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در دوشنبه 19 مرداد1388 ساعت 22:53

دسته بندي: شخصی


میم الف دال ر

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در یکشنبه 24 خرداد1388 ساعت 14:30

دسته بندي: عمومی


آب گــَرو ( گـراب)

بارها و بارها از استانم خوزستان اینجا نوشته ام . شاید باورتون نشه ولی علاقه و وابستگیه خاصی به آب و خاکم دارم . توی ایام نوروز تا دلتون بخواد جاهای تفریحی و دیدنی رفتیم . در این ایام پا رو از خوزستان فراتر نهاده و به استان کهگیلویه و بوشهر هم سفرهایی داشتیم.

حالا میخوام از یه جای دیدنی در خوزستان براتون بگم . جایی شگفت انگیز ... مکانش واقع در شهرستان بهبهان / شهر بهبهان / نزدیک به بخش تشان از این شهرستان می باشد . منطقه ای به نام گراب یا به زبان محلی گــَرو .... اینجایی که میگم یک چشمه ست  که از کوه سرچشمه میگیره . سرچشمه ش جایی هست که با ماشین نمیشه رفت و ما چند کیلومتری پیاده روی کردیم تا به سرچشمه رسیدیم. جایی خیلی باصفاست .

و اما از این آب عجیب غریب بگم . این آب خاصیت درمانی عجیبی داره . برای درمان دردهای عضلانی و روماتیسمی و غیره  مفید می باشد .  به سرچشمه ش که نزدیک میشی بوی شدیده گوگرد همه جا رو فرا گرفته  ... آبی که سراسر گوگرد داره و دارای خاصیتهای درمانی ست . آب گـــَرو به گونه ای است که در شبانه روز تقریبا به هفت رنگ مختلف در می یاد . بیشتر به خاطره زمینه زیرش هست که رنگهایی رو پدید می یاره  

می گویند چند سال پیش دو تا دکتر اومدن اینجا شنا کنن و از خاصیته درمانیه آب استفاده کنن . رفتن توی سرچشمه ش شنا کردند. غلظته گوگرد اونقدر بالا بود که باعثه مرگشون شد . این آب خیلی شگفت انگیزه و اگه درست ازش استفاده شه معجزه می کنه حتی . در سفرهای ریاست جمهوری تسهیلاتی برای اینکه این مکان تبدیل به یک منطقه ی گردشگری بشه فراهم شده .

یهو نترسین و بگین که آبش کشنده س ها . نه اینجور نیست . ما تا سر چشمه ش رفتیم . بوی گوگرد زیاد بود ولی نه آنچنان که بخواد آسیبی برسونه و اون دکترها لابد زیادی توی آب موندن و اونم توی سرچشمه ش که گوگردش خیلی زیاده و واسه همین مرده شدن .  .. ولی قراره از این آب درست اسفاده کنن و با امکانات بهش برسن . خلاصه گفتم اگه روزی گذرتون به خوزستان افتاد بیایید قسمته جنوبش . شهرستان بهبهان ... بگوئید آب گـــَرو کجاست بهتون مکانش رو نشون میدند . منطقه ای کوهستانی و بسیار زیباست ....

اینجا سرچشمه س . به نظر نمی یاد این سرچشمه رودخونه ای به اون بزرگی رو به دنبال داشته باشه ، ولی داره

این زرد رنگها گوگرد هستند که روی سنگ ها موندن دیگه

پ . ن : دیگه نمیتونم زود به زود وبلاگمو آپدیت کنم. شاید نتونم زود به زود بیام پستای دوستامو بخونم. ولی هر وقت گذرم افتاد به نت به یاد همه خواهم بود .

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در سه شنبه 18 فروردین1388 ساعت 17:38

دسته بندي: شخصی


ت + و + ل + د + م + مبــــــــــــارک

22 سال گذشت .... بزرگ شدم نه ؟

...

...


...

 

نوشته شده توسط : سیده حکـــیمه

ارسال شده در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 16:27

دسته بندي: تولد





 

Powered by BLOGFA.COM
www.TakTemp.Com قالب برگرفته از